مرگ
سلام به همه دوستان شب بی ستاره نویسنده این وبلاگ به علت نارسایی قلبی ۱۶روز پیش درگذشت.
لیدا واقعا توو تنهایی مرد.تا اخرین لحظه چشم به راه عشقش بود اون حتی به خودش زحمت نداد یه زنگ بهش بزنه...
سلام به همه دوستان شب بی ستاره نویسنده این وبلاگ به علت نارسایی قلبی ۱۶روز پیش درگذشت.
لیدا واقعا توو تنهایی مرد.تا اخرین لحظه چشم به راه عشقش بود اون حتی به خودش زحمت نداد یه زنگ بهش بزنه...
اون لحظه ای که عطر تو می پیچه تو باغ تنم
اون لحظه ای که اسم تو ، تو سینه فریاد میزنماون لحظه رها شدن از حال و روز خویشتنم
زنده میشم با دیدنت وقتی که میری میشکنم
قلبی که با تو میزنه تو سینه داغونش نکن
چشمی که چشم براهته بیهوده گریونش نکناشکای دونه دونمو سیلاب بارونش نکن
این دل عاشق منو بی سر و سامونش نکن
تا وقتی قلب عاشقم بخاطر تو میزنه
طلسم تنهایی من با دستای تو میشکنه

كاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگيم بود
دو تا چشمات پر از اندوه
واسه دل شكستگيم بود
آرزوم اينه كه دستام توي دستاي تو باشه
تنگي اين دل عاشق با نوازش تو واشه
واسه چي خدا نخواسته من كنار تو باشم
قول مي دم با داشتن تو هيچ غمي نداشته باشم
همه هستي قلبم تو دو حرف خلاصه ميشه
عشق تو ، بودن با تو
پرم از ترانه تو
گر چه واژه ها حقيرن
خوبه وقتي نيستي پيشم
اونا دستمو مي گيرن
راز عشق منو هيچ كس غير مهتاب نمي دونه
تنها شاهد واسه غصه ، گريه و تنهاييم اونه
واي اگرمن اين نبودم كاش ميشد پرنده باشم
تا از اين دور بودن از تو بتونم بلكه رها شم
يه پرنده شم شبونه
بكشم پر به خيالت
برسم به لونه تو
بگيرم سر زير بالت
زندگيم رنگ بهاربود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه ميشد واسه گريه
رو شونت سر ميذاشتم

میخوام تنفست کنم،نیازمی مثه هوا
می خوام که مال من بشی بین تموم آدما
ترجمه ی نگاهتن تک تک وا ژه های من
پر شده با یاد نگات تموم لحظه های من
نبض ترانه های من به خاطر تو میزنه
تنها دلیل زندگیم این جوری از تو گفتنه
واسه خریدن دلت قشنگ ترین آینه پوش
جونمو پیش کش میکنم تموم این ترانه روش
این زمهریر زندگیم گرم نفسهای تواِ
تو قصه های عاشقیم همیشه جا پای تواِ
مخمل خاطرات تو حتی توی خواب با منه
یادت به روزا و شبام همیشه چشمک میزنه
حال وهوای خواستنت پر شده توی لحظه هام
دلم میخواد بهت بگم جز تو کسی رو نمیخوام
خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه
برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه
نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست
نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست
منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند
حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم
اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم
نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم
که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم
فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه
برو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کن
خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن

زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم
عـطـــر خـــوب، تــو رو بـارون میگیــره
بـا تــو زندگیـــم چــه رویــایــی میشـــه
بـا تــو ایــن قـلـــب یخــی جــون میگیــره
دوست دارم تمــوم لحظـه هامو با تـو باشم
دوســت دارم کـه دســت گـرمـتــو بگیــرم
دوسـت دارم تمــوم خاطراتـم با تــو باشــه
دوسـت دارم تـو انتظـار تلــخ تــو بمیـــرم
دوسـت دارم فقـــط چشــاتــو وا کـنــی
تـا ببیـنــی کـــه چـقــــدر دوســت دارم
همـــه خـوبـــی هـاتـــو بـاور مـی کـنـــم
نمــی تــونـــم بـی تـــو طـاقـــت بـیـــارم
زیـــر بــارون نفسـاتـــو دوســـت دارم

واسه رفتن خیلی زوده
واسه موندن خیلی دیره
واسه داشتن نگاهت
خیلی وقت نمی گیره
دل من پر شده از گلایه ها
از سکوت و بغض خسته
از همه نداشته ها
دل من آروم نداره
از همه ستاره ها
از نگاه آخر و با همه شکایه ها
خسته شدم از همه ی هم همه ها
از بها نه ها

ذهن من خالیست ازهر دغدغه
خالیست از فریادهای گنگ و نامفهوم
آسمان خالست از ستارگان سرگردان
خانه ام خالیست بی تو
خالی ات تنهاییم را بیشتر کرد
خالی ات خاکسترم کرد
خالی ات دردمندم کرد
بی تو هیچ پرنده ای پرواز نمی کند
بی تو دلها مرده است
زندگی پاییز است درها را باید بست
پای در این خانه نباید گذاشت
اینجا خانه تنهایی است خانه مرگ است
خانه ایست که درد عشق نافرجامی را چشیده است
خانه ایست شاهد عشق شاهد غم
شاهد مرگ...........
خانه ایست شاهد نگاههای دروغ
آجرها رنگ غم دارد
و حوضچه آن پر است از آبهای سیاه بدگمانی
و باغچه ای که پر است از درختان شک و تردید
و سایه بانی از دروغ و نفرت
خانه ویرانیست که دلش می خواهد
غبارش را کنار بزند
و زبر لب بارها و بارها می گوید
ای کاش من هم خانه عشق بودم...
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو آرامش یافته ام
که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام
که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام
که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست
پس امانم بده
که تا ابد در دل این زیبایی

يك شب در نهايت مستي
تمامي مهر و شور و عشق را مهماني بستر ميكنم
آن شب، فارغ از هر حجب و حجاب،
در آغوش پرحرارت تو سر ميكنم...
و آخر در شبي به وسعت آرزوي من،
من و تو، ما ميشويم...

آه خدا؛
گفتم: خسته ام
گفتی: لا تقنطوا من رحمة الله... از رحمت خدا
ناامید نشوید(زمر/53)
گفتم: هیشكی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفتی: إن الله بین المرء و قلبه... خدا حائل است
میان انسان و قلبش(إنفال/26)
گفتم: هیچ ك
سی رو ندارم
گفتی: نحن أقرب إلیه من حبل الورید... ما از رك
گردن به انسان
نزدیكتریم(ق/16)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی
!
گفتی: فاذكرونی، اذكركم... منو یاد كنید،تا یاد شما
باشم(بقره/152)
و شیار گونه هایت را با انگشتان لرزانم می پیمایم
پرندگان سینه ات با دستان بی تاب من
چه سرودها خواهند کرد
آن دم که آرام آرام می نوازمشان
تن نمناکت یاد آورد کدامین دشت باران زده را خواهد بود
به هنگامی که عطش گونه آسمان را می نوازد
و ابریشم نفس هایت بر گونه های سرد من
راز کدامین نسیم را
با خود به گوش سروها خواهد رسانید
ای پیکرت هم گون ترین ترانه هستی
مرا به ساحل دستانت بشارتی ده

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم
اطلسيهاي عاشق رو از گل لبهات ميچيدم
توروخدا صدام نکن تو خواب تو مهربونتري
دست منو ميگيري و با خود به ابرها ميبري